زنش معنی انگلیسی dab impulse pulsation pulse thrust tick واژههای انگلیسی با این معنی back firing پس زنش cornuto مردي که زنش فاسق دارد، زن قحبه، ديوث grass widower مردي که از زنش جدا شده، مرد بيوه . jus mariti حق مرد نسبت به دارايي منقول زنش back pressure valve سوپاپ مخصوص ممانعت از پس زنش مايعات در، داخل لوله heart-beat ضربان قلب، دل زنش back lash eliminator تعادل در مسير مرده، تعادل پس زنش sphygmogram رگ تپش نگاره، نبض نگاره، رگ زنش نگاره ictus تکيه، ضرب، (طب) ضربان ictusPathology تکيه، ضرب، (طب) ضربان