زهر
معنی انگلیسی
poison toxin
واژههای انگلیسی با این معنی
- virus زهر، سم، مايه ناخوشي واگيردار
- cankered زهر، سم، شرنک
- poison زهر، سم، شرنک
- befouled زهر، سم، شرنک
- venom زهر، کينه، دشمني
- toxicogenic زهر زا، توليد کننده محصولات سمي.
- batrachotoxin وزغ زهر
- hemotoxin خون زهر
- mycotoxin قارچ زهر، مواد سمي توليد شده توسط قارچ
- biotoxin زيست زهر، بيوتاکسين
- endotoxin درون زهر
- toxicologist زهر شناس
- toxoid زهر مانند، زهرسان، زهرگونه
- coniine زهر شوکران
- antitoxin مايه ضد زهر، ماده ضد سم، پاد زهر
- toxin-antitoxin زهر- ضدزهر سم، ضد سم، ماده اي خنثي که مخلوط سم و
- milk snake مار بي زهر خاکستري.
- toxicol gical وابسته به زهر شناسي
- mithridatize از اثر زهر مصون کردن
- toxicologic وابسته به زهر شناسي.
- toxicosis بيماري ناشي از خوردن زهر، ايجاد مسموميت.
- garter snake مار بي زهر زنده زاي راه راه امريکا.
- mithridatism مصونيت از زهر بواسطه خوردن و کم کم افزودن بر، مقدارآن
- T.A. مخفف ( toxin-antitoxin) به معني زهر - پادزهر.