زوجه
معنی انگلیسی
squaw wife
واژههای انگلیسی با این معنی
- uxorial زوجه اي، عيالي، وابسته به عيال.
- temporary wife زوجه موقت، منقطعه
- widow bench ميراث زوجه
- canoness زوجه ي کشيش، زني که از قوانين شرع و مقررات، خانقاه مذهبي پيروي ميکند
- marquise زوجه مارکيز، نوعي گلابي.، رجوع شود به marquee
- Kaiserin زوجه امپراتور، امپراتوريس، زوجه قيصر.
- rebekah ربکا زوجه اسحق.
- grand duchess زوجه يا بيوه دوک، دوشس بزرگ.
- estate in dower ميراث قانوني زوجه
- tenant by curtesy عنوان شوهر است که بعد از فوت زوجه اش در، صورتي که از او فرزند مسلم الوراثتي، داشته باشد که در زمان حيات زوجه متولد
- femme زن، زوجه، ضعيفه
- wife زن، زوجه، عيال
- wifelike شبيه زن، داراي خوصيات زوجه .
- estate by curtesy ميراث قانوني زوج، در CL قسمتي از اموال زوجه است که پس از، فوتش به طريق عمري به زوج به زوج منتقل
- curtesy ميراث زوج، در CL اموالي را گويند که در صورت فوت، زوجه
- uxorious زن دوست، عيال پرست، زوجه نواز
- marchesa زن ايتاليايي، مارکيز، زوجه مارکي.
- Rebecca ربکا، اسم خاص مونث، ربکا زوجه اسحق.
- fere رفيق، مصاحب، همسر.