سائیدگی معنی انگلیسی erosion واژههای انگلیسی با این معنی wearing surface سطح سائيدگي waer and tear فرسودگي و سائيدگي wear-resistant مقاوم در بربر سائيدگي wearing resistance مقاومت در برابر سائيدگي، ديرسائي ablation ريشه كني، سائيدگي، قطع abrasive action اثر سايش، اثر سائيدگي abrasion حک، سايش، خراش