ساختاری معنی انگلیسی organizational structural واژههای انگلیسی با این معنی stractural cell سلول ساختاري structural graph گراف ساختاري structural inflation تورم ساختاري structrual isomer همپار ساختاري، ايزومر ساختاري structural equilibrium تعادل ساختاري، تعادل بنياني constitutional formula فرمول ساختاري structural unemployment بيکاري ساختاري، بيکاري بنيادي topographic maps نقشه هاي ساختاري condensed structural formula فرمول ساختاري فشرده sql زبان پرس و جوي ساختاري structured query language زبان پرس و جوي ساختاري unidirectional composite ساختاري که همه الياف يا رشته هاي آن، موازي بوده و معمولا در جهت نيروي وارده، ميباشند structural formula فرمول گسترده، فرمول ساختاري structured programming برنامه نويسي ساختار يافته، برنامه نويسي ساختاري، برنامه نويسي ساخت يافته