سازه ای معنی انگلیسی elemental واژههای انگلیسی با این معنی structural element بخش سازه اي structural section مقطع سازه اي structural failure نقص يا ضعف سازه اي، شکست در برابر نيرو يا بار untimate load بيشترين نيروئي که هر جزء سازه اي بدون، شکستن بايد تحمل کند wing spar عضو سازه اي اصلي بال در امتداد خط واصل، دو سر بال structural concrete بتن ساختماني، بتن سازه اي structrual steelwork فولاد ساختماني، فولاد سازه اي structual engineering مهندس ساختماني، مهندس سازه اي commercial structural steel فولاد ساختمان تجارتي، فولاد سازه اي تجارتي cellular structure ساختار شبکه اي، ساختار سلولي، سازه سلولي