ساطع معنی انگلیسی diffusive واژههای انگلیسی با این معنی luminesce پرتو افکندن، ساطع شدن. fox fire نور وتشعشعي که گاهي از چوب هاي پوسيده، ساطع ميگردد، شب تابي چوب ها. light emitting diode ديود ناشر نوري، ديود ساطع کننده نور material dispersion پراکنده شدن پالس نوراني در داخل يک فيبر، نوري در نتيجه طول موجهاي مختلف ساطع شده، از يک منبع