سامان دادن معنی انگلیسی direct organize order rectify reform regulate right tidy tune واژههای انگلیسی با این معنی furnish داراي اثاثيه کردن، سامان دادن (به)، باچيزي اراستن reintegrate مجددا برقرار کردن، تجديد کردن، دوباره جمع اوري و متحد کردن outfit ساز و سامان، لوازم، اسباب