ستون فقرات معنی انگلیسی back spinal column واژههای انگلیسی با این معنی vertebral column تيره پشت ستون فقرات achordata جانوان فاقد ستون فقرات spondylitis ورم مهره هاي ستون فقرات، مهره تبسي transverse process زائده جانبي ستون فقرات. swayback قوس وفرورفتگي ستون فقرات، پشت خم. chiropractic فن ماساژ وجابجا کردن ستون فقرات. chymopapain پاپايين به ويژه اگر در ستون فقرات، براي کاستن درد تزريق گردد backbone تيره ء پشت، ستون فقرات، (مج.) پشت spine تيره پشت، ستون فقرات، مهره هاي پشت spinal column تيره پشت، ستون فقرات ridge bone تيره پشت، ستون فقرات پشت، استواري pott's disease (طب) بيماري پوت، سل ستون فقرات. acentrous فاقد ستون پشتي، فاقد ستون فقرات. spiculum نوک نيزه، نيزه کوچک، سيخک