سر به راه معنی انگلیسی complaisant واژههای انگلیسی با این معنی land tail باقيمانده زميني يکان، بنه زميني، (قسمتي از يکان هوارو يا هوابرد که از indian check سد کردن راه حريف با بالا بردن چوب بالاي، سر او براي ضربه زدن به چوب او (لاکراس)