سر حد معنی انگلیسی circuit pale واژههای انگلیسی با این معنی megacephaly بزرگي بيش از حد سر. marcher مرز نشين، سر حد نشين marchman مرز نشين، سر حد نشين utopiannism اعتقاد به مدينه فاضله، روش فکري افلاطون، فرانسيس بيکن overprotect بيش از حد نياز آنها سرپرستي کردن، آقا بالا سر شدن، فزون تيماري کردن extremities انتها، حد، پايان extremity انتها، حد، پايان oversteer تمايل به پيچيدن بيش از حد راننده به خصوص، در سر پيچ (اتومبيل راني)