سر دسته معنی انگلیسی leader واژههای انگلیسی با این معنی precent سر دسته شدن cheerleader سر دسته ي تشويق کنندگان، معرکه گير، رهبر هورا کشان prim donna سر دسته زنهاي خواننده در اپرا pile group دسته شمعهائي که سر آنها را دال بتني، مي پوشاند precentor سر خوان، سر دسته، استاد impresario مدير انجمن، هم آهنگي، مدير کنسرت shivaree جشن پر سر و صدا، آواز دسته جمعي و مزاح آميز همراه با بوق و، کرنا پشت حجله ي عروس و داماد hock spanner آچار نيم گردي در يک دسته در انتها و يک، قلاب با چنگک در سر ديگر trunnion (در توپ) حامل، بازو، دسته