سرا
معنی انگلیسی
hall house
واژههای انگلیسی با این معنی
- lake dwelling آب سرا
- sonneteer غزل سرا، سازنده غزل، غزل سرايي کردن.
- gathering ground بارش سرا، سرابان، آبريز
- teacher's college دانش سرا، دارالمعلمين
- normal school دانش سرا
- idyllist چکامه سرا، چکامه نويس، قصيده گو
- odist چکامه سرا، قصيده نويس
- songbird مرغ نغمه سرا، خواننده زن.، خواننده
- rhapsodist شعر خوان، غزل سرا، چکامه سرا
- gas-bag کيسه گاز (دار)، ياوه سرا، هرزه گو
- babbler پرگو، ياوه سرا، فضول
- bawdyhouse جنده خانه، روسپي سرا
- improvisatore بديهه گو، بديهه سرا
- storyteller قصه گو، داستان سرا، نقال
- seraglio اندرون، حرم، حرم سرا
- lyrist چنگ زدن، بربط نواز، غزل سرا
- gasbag گيسه گاز، گاز دان، ياوه سرا.
- lyricist نويسنده ي اشعار غنايي، نويسنده ي متن آواز، ترانه سرا
- psalmist زبور نويس، زبور خوان، مزمور سرا
- eunuch خواجه، اخته، خواجه سرا
- songster سرود خواندن، آواز خوان، غزلخوان
- campground محوطه ي اردوگاه، اردوميدان، محل گردهمآيي در اردوگاه
- singer خواننده، اوازخوان، سراينده
- spado خواجه، خصي، اخته