سراسری معنی انگلیسی cross-country cross-town general through transverse واژههای انگلیسی با این معنی through-transport حمل سراسري، حمل کالا از مبدا تا مقصد continuous window پنجره سراسري global knowledge اطلاع سراسري global variable متغير سراسري centerline خط سراسري ناو، خط مرکزي، حد وسط global operation عمليات سراسري global reference ارجاع سراسري. global search جستجوي سراسري transadmittance گذرايي سراسري global character کاراکتر سراسري fore-and-aft center line خط مرکزي سراسري all over درهرقسمت، بطور سراسري، تمام شده .