سرایت کردن معنی انگلیسی catch spread transmit واژههای انگلیسی با این معنی permeate نفوذ کردن (در) سرايت کردن (در) نشر کردن، داخل شدن، پرکردن permeative نفوذ کردن (در) سرايت کردن (در) نشر کردن، داخل شدن، پرکردن transmissibility انتقال پذيري، امادگي براي سرايت کردن، قابليت سرايت