سرنشین معنی انگلیسی passenger واژههای انگلیسی با این معنی unmanned بدون سرنشين، خودکار، اتوماتيک unmaned بدون سرنشين unmanned aircraft هواپيماي بدون سرنشين trapoze سيم وصل به بالاي دکل و کمربند سرنشين، قايق براي فشار به سمت باد