سرگیجه معنی انگلیسی swim واژههای انگلیسی با این معنی vertigines سرگيجه، دوران، دوار vertigo سرگيجه، دوران، دوار vertiginous دچار سرگيجه، سرگيجه اي، دوراني gid سرگيجه (درگوسفندومانندان که ازکرم مخ، پيداميشود) giddiness گيجي، سرگيجه، دوران dizziness گيجي، سرگيجه، دوران seasickness ناخوشي دريا، سرگيجه وحالت قي درنتيجه مسافرت باکشتي، تهوع mal de mer ناخوشي دريا، سرگيجه و حالت قي در نتيجه مسافرت با کشتي، تهوع