سعی کردن معنی انگلیسی attempt endeavor essay seek try واژههای انگلیسی با این معنی pitch in با سعي و جديت شروع بکار کردن، شروع به خوردن غذا کردن. tries کوشش کردن، کوشيدن، سعي کردن try کوشش کردن، کوشيدن، سعي کردن assay سنجش، ازمايش، امتحان endeavor تلا ش، کوشش، سعي endevour تلاش، کوشش، سعي endeavour کوشش، سعي، جد وجهد