سوار کشتی شدن معنی انگلیسی ship واژههای انگلیسی با این معنی embarkation area محوطه بارگيري، محوطه سوار شدن در کشتي يا خودرو go-behind به پشت حريف رفتن (کشتي)، رد شدن يک موج سوار از نفر ديگر