سوراخ کوچک معنی انگلیسی interstice pinhole prick واژههای انگلیسی با این معنی ostiole سوراخ يا دهانه کوچک anthill تپه ي کوچک دور سوراخ مورچه، مورتل duckpin بولينگ با گويهاي کوچک بي سوراخ، يا سه، گوي در هر بار candlepins بازي بولينگ با گويهاي کوچک بي سوراخ helmzhold resonator محفظه توخالي که تنها با يک سوراخ کوچک، به محيط خارج مرتبط است و در ازاي فرکانس، معيني به تشديد در مي آيد bumper pool billiard بيليارد روي ميز کوچک با 2 سوراخ درانتها cubbyhole محوطه کوچک ومحصور، لانه کبوتر.، سوراخ spit سيخ (کباب)، دماغه کوچک، بسيخ کشيدن loculus گودال کوچک، سوراخ، حفره کوچک