سیبری معنی انگلیسی Siberia واژههای انگلیسی با این معنی siberian (اهل) سيبري addax يکنوع بز کوهي که رنگ روشن دارد و در افريقا، و سيبري ديده ميشود. gulag زندان سياسي، زندان و بيگاري گاه سيبري، هر زندان و بيگاري گاه steppe جلگه پهن، جلگه بي درخت در روسيه و سيبري Samoyed سمويد، زبان سمويد، سگ سورتمه کش سيبري