سیرک معنی انگلیسی circus واژههای انگلیسی با این معنی sirach سيرک ringmaster رئيس سيرک، رئيس گود، پيش کسوت. tightrope طناب سيرک، طناب، بند ring master رئيس سيرک ring-master رئيس سيرک big top نمايش بزرگ سيرک grifter فروشنده اي که بهمراه سيرک ميرود، دزد، جيب بر. life net تور نجات (که براي نجات حريق زدگان يا، بازيگران سيرک بکار ميرود). cirque دايره کوچک، ميدان کوچک، سيرک hippodrome اسپريس، ميدان اسب دواني، سيرک.