شاهزاده
معنی انگلیسی
prince raja rajah
واژههای انگلیسی با این معنی
- prince شاهزاده، شاهپور، امير
- atheling شاهزاده، اشرافي، بزرگزاده
- princelike شاهزاده وار
- princekin شاهزاده کوچک، شاهزاده پايين رتبه
- princelet شاهزاده کوچک، شاهزاده پايين رتبه
- princeling شاهزاده کوچک، شاهزاده پايين رتبه
- prince bishop شاهزاده اسقف
- principalities قلمرو شاهزاده، حکومت شاهزاده، امارت
- principality قلمرو شاهزاده، حکومت شاهزاده، امارت
- prince regent شاهزاده نايب السلطنه
- princeliness رفتار شاهزاده وار يا شاهوار، زندگي مجلل، اسراف
- whipping boy بچه تازيانه خور بجاي شاهزاده در مدرسه، (مجز) وجه المصالحه امري، کتک خور.
- prince consort کسي که شوهر ملکه و خودش هم شاهزاده باشد
- apanage امتيازات و اموالي که بفرزند ارشد (شاهزاده)، اختصاص داشت، ايالت
- princess regent شاهزاده خانمي که نيابت سلطنت راعهده دارباشد، زن شاهزاده بايب السلطنه
- princesse شاهدخت، شاهزاده خانم، همسر شاهزاده
- princess شاه دخت، شاهزاده خانم، زن شاهزاده
- maam بانو، مادام (در خطاب بملکه يا شاهزاده خانم ديگر)
- princedom شاهزادگي، قلمرو، شاهزاده
- andromeda امراه المسلسله، زن با زنجير بسته، اندروميدا
- appanage حصه ملکي، ملک يا زمين تابع، صفت طبيعي