شایان
معنی انگلیسی
fit fitting interesting meritorious
واژههای انگلیسی با این معنی
- love worthy شايان، عشق ورزي، قابل عشق بازي
- picturesque شايان تصوير، شايسته اينکه نقاشي شود، قابل عکس برداري
- presentable شايان معرفي، قابل معرفي، قابل ارائه
- praiseworthy شايان ستايش، ستودني، قابل تمجيد
- adorable شايان ستايش، قابل پرستش، ستوده
- appreciable شايان تقدير، محسوس، قابل قيمت گذاري يا ارزيابي
- worthy of praise شايان تمجيد، سزاوارتمجيد، شايان ستايش
- exemplary شايان تقليد، عبرت اميز، نمونه اي
- approvable شايان تحسين، ستودني، قابل تصويب
- reprovable شايان سرزنش، سزاوار نکوهش
- acclamable شايان افرين، قابل تحسين
- considerable شايان ملاحظه، قابل توجه، مهم
- cheyenne سرخپوست شايان، زبان شايان
- meritorious شايان (پاداش) شايسته، لايق، مستحق
- lordlier لرد وار، شايان لرد، آقاوار
- lordliest لرد وار، شايان لرد، آقاوار
- lordly لرد وار، شايان لرد، آقاوار
- commendable ستوده، شايان تعريف، پسنديده
- blameful سزاوارسرزنش، شايان توبيخ، مقصر
- exemplarily بطورنمونه، چنانکه شايان تقليدباشد، بطورقابل تقليد
- knight like سلحشوروار، شايان شواليه گري ياسلحشوري
- worthier شايسته، لايق، شايان
- worthies شايسته، لايق، شايان
- worthiest شايسته، لايق، شايان