شاید معنی انگلیسی arguably doubtless likely must peradventure perchance perhaps possibly probably seem واژههای انگلیسی با این معنی peradventure شايد، تواند بود، گاهست possibly شايد، يحتمل، هيچ perchance شايد، ممکن است، توان بود probably شايد، گويا، يحتمل haply شايد، ممکن است، قضارا (چه ديدي) perhaps شايد، ممکن است، توان بود (که) maybe شايد، ممکن است mayhap شايد، ممکن است belike شايد perhaps so شايد چنين باشد feckly تقريبا، شايد. meetly چنانکه در خور باشد، چنانکه بايد و شايد، بطور شايسته owenism اصول عقايد رابرت اون کارخانه دار انگليس، در قرن 19 که شايد بتوان منشاء سوسياليزم، نوينش دانست