شبانه روزی معنی انگلیسی circadian round-the-clock واژههای انگلیسی با این معنی circadian شبانه روزي، 24 ساعتي hostelry شبانه روزي. circadian rythm ريتم شبانه روزي، رفتار دوره اي youth hostel شبانه روزي جوانان، مهمانسراي جوانان. boarding school آموزشگاه شبانه روزي boarding مهمانخانه شبانه روزي، پانسيون، تخته کوبي. boarding-house مهمانخانه شبانه روزي boarding-school اموزشگاه شبانه روزي دار، مدرسه شبانه روزي hostel محل شبانه روزي در آموزشگاه، مهمانخانه parlour boarder شاگرد شبانه روزي که نزد خانواده رئيس، شبانه روزي زندگي ميکند rushee دانشجوي داوطلب شرکت در شبانه روزي پسرانه، و دخترانه pension حقوق بازنشستگي، حقوق تقاعد، وظيفه مستمري