شبیه معنی انگلیسی akin analogous homogeneous image like parallel reminiscent similar واژههای انگلیسی با این معنی wifelike شبيه زن، داراي خوصيات زوجه . pygidial شبيه دم، دنبي. citied شبيه شهر، واقع شده در شهر.، شهرسان chochleate شبيه صدف، پيچ وخم دار، پيچاپيچ lumbricoid شبيه کرم، کرم ديس، کرم مانند lupin شبيه گرگ، سبع، درنده berrylike شبيه توت، توتي، دانه اي. simulator شبيه ساز، تشبيه کننده . goosy شبيه غاز، احمق، ترسو. snakelike شبيه مار، مارسان. libriform شبيه ليف، ليفي. sagittate شبيه تير، سهمي. catty شبيه گربه، گربه صفت.، کينه توز farfetched شبيه بعيد، بعيد، غير ميسر. screwlike شبيه آچار، آچار مانند chartaceous شبيه کاغذ، کاغذي. whippy شبيه شلاق، فنري. ophitic شبيه مار. typal شبيه نمونه، نمونه اي، شبيه حروف چاپي. sculpturesque شبيه مجسمه، ساخته شده بشکل مجسمه .، خوش هيکل pinnulate شبيه برگچه، شبيه بالچه، شانک وار. anthropomorphic شبيه انسان، داراي شکل انسان. simulated شبيه ساخته، تشبيه شده . syphiloid شبيه سفليس، سفليس مانند