شخص (خودمانی) معنی انگلیسی guy واژههای انگلیسی با این معنی pets جانور دست اموز، شخص نازپرورده، محبوب petted جانور دست اموز، شخص نازپرورده، محبوب petter جانور دست اموز، شخص نازپرورده، محبوب petting جانور دست اموز، شخص نازپرورده، محبوب