شعری
معنی انگلیسی
poetic poetically prosodic verse
واژههای انگلیسی با این معنی
- poetical licence ضرورت شعري
- poetico philosophic شعري و فلسفي
- rhythmicity مراعات وزن شعري، نواخت داري، پر نواختي.
- capillarities خاصيت شعري يا مويي، جاذبه يا دافعه شعري
- capillarity خاصيت شعري يا مويي، جاذبه يا دافعه شعري
- arsis هجاي کوتاه يک وتد شعري، هجاي بلند و موکد وتد شعري، بخش غيرموکد و ملايم آهنگ
- prize poem شعري که جايزه برده است
- rhyme scheme ترتيب وقوع قوافي در بند شعري، قافيه بندي.
- bardolater شيفته اشعار وسبک شعري شکسپير.
- cantata شعري که با اواز يکنفري همراه موسيقي، خوانده شود.
- epilogist کسيکه درپايان بازي شعري بخوانديانطقي، اداکند
- hypermeter شعري که سبب يا هجاي زائد در آخر دارد
- trochee واحد شعري داراي يک هجاي موکد و سپس يک، هجاي غير موکد، تروکي
- anapest واحد شعري که مرکب از دو هجاي کوتاه و يک، هجاي بلند باشد.
- iambic شعري که بحر آن بر وتد مجموع ساخته شده باشد
- iambic verse شعري که بحر آن بر وتد مجموع ساخته شده باشد
- poematic شاعرانه، شعري، نظمي
- capillaries مويي، شعري
- capillary مويي، شعري
- poetical works ديوان شعر، اثار شعري، اثار منظوم
- capillary blood-vessels رگهاي مويي، عروق شعري
- police licence (اجازه شاعر براي انحراف از قاعده بواسطه)، ضرورت شعري
- poetic شاعرانه، بقاعده شعري
- poetically شاعرانه، بقاعده شعري