شعله ور معنی انگلیسی ablaze afire aflame alight ardent flaming واژههای انگلیسی با این معنی flaming شعله ور، زباه کش aflame زبانه کش، شعله ور، مشتعل flamy زبانه کش، شعله ور، مشتعل inflammation اماس، شعله ور سازي، افروزش wet stowage نوعي روش بارگير مهمات در خودروها با، غوطه ور کردن آنها در مايعات ضد شعله afire در آتش، بر آتش، در حريق alight پايين امدن، پياده شدن، قرار گرفتن alit پايين امدن، پياده شدن، قرار گرفتن