شفاف کردن معنی انگلیسی clear واژههای انگلیسی با این معنی clarifies صاف کردن، پالودن، تصفيه کردن clarify صاف کردن، پالودن، تصفيه کردن sol. = solution، محلول، -1 فرآورده مايعي از يک يا چند ماده شيميائي