شمار معنی انگلیسی age _ multitude number quantity واژههای انگلیسی با این معنی uncounted بي شمار، نشمرده، شمرده نشده incomputable بي شمار، نشمردني innumerable بي شمار innumerous بي شمار pedometer گام شمار، قدم شمار، مسافت پيما turns counter دور شمار numerator برخه شمار، صورت کسر، شمارنده pulse counter پالس شمار، ضربه شمار hour meter زمان شمار revolution conter دور شمار. step counter گام شمار. minute hand دقيقه شمار، دقيقه نما location counter مکان شمار. secondhand ثانيه شمار address counter نشاني شمار. frequency count شمار بسامد. metronome ميزانه شمار sequence counter ترتيب شمار. posies شمار انگشتري، گلدسته posy شمار انگشتري، گلدسته mileage recorder کيلومتر شمار cash register صندوق پول شمار، ماشين صندوقداري.، ماشين ثبت خريد وفروش روزانه مغازه . milestone (ستون) ميل شمار، فرسخ شمار، مرحله اي از عمرکه رويدادي داشته باشد hour-land عقربه ساعت شمار