شناگر معنی انگلیسی swimmer واژههای انگلیسی با این معنی swimmer شناگر، اب باز، اشناگر backstroker شناگر پشت butterflyer شناگر پروانه armpoll کشش دست شناگر breaststroker شناگر قورباغه freestyler شناگر شناي آزاد individual medleyist شناگر شناي مختلط medleyist شناگر شناي مختلط waterfowler شکارچي مرغان شناگر belly whopper شيرجه شناگر برروي شکم overarm خارج شدن بازوي شناگر از آب bodysurf ورزشي که طي آن شناگر رو به پايين بر آب، ميخوابد و امواج او را به جلو ميبرند، سرفينگ بدني crash dive ناگهان بزير اب رفتن (زير دريايي يا شناگر). natatorial شنايي، شناگر