شهردار معنی انگلیسی burgomaster mayor واژههای انگلیسی با این معنی reeve شهردار، يا حاکم عرف، رئيس انجمن شهرداري درقصبات ودهات municipality شهردار، شهريا بخشي که داراي شهرداري است. mayor شهردار mayoress زن شهردار town manager شهردار انتصابي. mayoral وابسته به شهردار burgomaster شهردار (درهلند يا آلمان) alcalde شهردار يک شهر اسپانيايي يا امريکايي با، نوعي حق، قضاوت portreeve صاحب منصبي که پايين تراز شهرداراست، شهردار provost رئيس، مدير، شهردار mansion house خانه ارباب، خانه صاحب تيول، عمارت