شوند
معنی انگلیسی
implement instrument instrumentality lever organ tool
واژههای انگلیسی با این معنی
- convergent بهم نزديک شوند، متقارب
- guded missile موشک هدايت شوند.
- labialism حالت حروفي که با لب تلفظ مي شوند تمايل، بتلفظ با صداهابا لب
- quarter session محاکمي که چهار بار در سال تشکيل مي شوند، اين محاکم صلاحيت رسيدگي به جرايمي را که، شخص ممکن است به علت ارتکاب آنها به
- blind gate دروازه هاي مسير که ديده نمي شوند (اسکي)
- point break موجهاييکه با زاويه به ساحل نزديک مي شوند
- labiodental لب و دنداني حرفي که با لب و دندان تلفظ شوند
- pyc- پيشونديست به معني از کلمات با آن شروع مي شوند، به، کلماتي که با (pyk-) شروع مي شوند مراجعه فرمائيد.
- poe- پيشوندي است که بعضي کلمات با آن شروع مي شوند و، همانند پيشوند -pe مي باشد.
- juniorate دوره دوساله که اعضاي پايين رتبه بايد طي، ....شوند
- outdegree تعداد رئوس جهت داري که از يک گره خارج، مي شوند
- non-indictable offence جرايمي که بدون صدور ادعانامه تعقيب، مي شوند
- descender قسمتي از حروف کوچک که پايين تر از خط، شروع مي شوند
- small game پرندگان و حيوانات کوچک که براي تفريح، شکار مي شوند
- perspective grid خطوط شبکه مختصاتي که روي عکس هوايي، کشيده مي شوند
- back gear يک رشته چرخ دنده که به پايه نظام ماشين، تراش وصل مي شوند
- reddendo singula singulis الفاظ در قسمتهاي مختلف سند بايد متناسب، با هم تعبير شوند
- unpopulated board تخته مداري که مولفه هاي آن بايد توسط، خريدار تهيه شوند
- consolute ترکيبي از دو يا چند مايع که بر هر نسبتي، در يکديگر حل شوند
- one-and-nine balls billiard بيليارد کيسه اي بين 4 بازيگر که گويها، به نوبت زده مي شوند
- division boards قسمت مسير گوي بولينگ که تخته هاي سفيد و، سياه بهم وصل مي شوند
- dichogamic داراي عناصر نر و ماده ايکه در مواقع متفاوت، اماده باروري مي شوند.
- dichogamous داراي عناصر نروماده ايکه در مواقع متفاوت، اماده باروري مي شوند.
- cirvis دستورات مخابراتي که براي گزارش مشاهدات، اطلاعاتي تهيه مي شوند