شوک معنی انگلیسی jolt prickle prod shock thorn turn واژههای انگلیسی با این معنی shock therapy درمان با ضربه برقي (شوک درماني) spinose خاردار، شوک دار axial runout رانش محوري، شوک محوري، ضربه محوري blessed thistle باداور، شوک مبارک pyracantha خار مصري، شوک النار . condensation shock چگالش ناگهاني هواي فوق اشباع در حين، عبور از حالت شوک spine تيره پشت، ستون فقرات، مهره هاي پشت shock action عمل غافلگيري، غافلگيري، حمله ناگهاني