صفحه فلزی معنی انگلیسی plate واژههای انگلیسی با این معنی carbide tip صفحه کوچک فلزي سخت backiron صفحه فلزي پشت حلقه بسکتبال well curbing صفحه فلزي که در چاه مي اندازند heelplate صفحه ي فلزي که به پاشنه ميکوبند، گلميخ پاشنه gravure عکسي که ارشيشه عکاسي روي صفحه فلزي، انتقال داده حکاکي کنند carburator restricter plate صفحه فلزي روي کاربوراتور براي کاستن، هواي ورودي در اتومبيل chain plate صفحه فلزي کنار قايق براي بستن بادبان bed plate صفحه فلزي که در کف آبگير نصب ميشود تا، از فرسايش جلوگيري کند relief hole سوراخي در ورقه هاي فلزي که تلاقي دو خم، را بدون تاب برداشتن صفحه ممکن ميسازد griddlecake نوعي کيک نازک و مسطح که روي صفحه ي، فلزي پخته ميشود، پنکيک backing plate صفحه تقويتي در هنگام تعمير ورقه هاي، فلزي