صندوقه معنی انگلیسی bin case casket واژههای انگلیسی با این معنی box-wall صندوقه box-culvert پل صندوقه اي، پل طاق پهن sliding caisson صندوقه کشويي panelled ceiling سقف صندوقه اي، سقف قابسازي شده thoraces (صندوقه) سينه، صدر، قفسه سينه thorax (صندوقه) سينه، صدر، قفسه سينه cofferdam صندوقه زيرابي، سدصندوقي box beam تير صندوقه اي box gutter آبرو صندوقه اي cavity wall ديوار صندوقه اي، ديوار توخالي، ديوار دو جداره air lock caisson صندوقه تحت فشار box culvert آب رو صندوقه اي pneumatic caisson صندوقه تحت فشار trenched section زيرگاه صندوقه اي، فرم صندوقه اي تو گود american caisson صندوقه جهت قالب پي formation in cutting فرم صندوقه اي تو گود، زيرگاه صندوقه اي hollow buttress پشت بند تو خالي، پشت بند صندوقه اي cribwork چوببست سازي، طاقبندي، صندوقه سازي