صورتحساب معنی انگلیسی chit bill check reckoning statement tally واژههای انگلیسی با این معنی account statment صورتحساب biller صورتحساب نويس، قبض نويس، سياهه نويس freight note صورتحساب هزينه حمل، سند کرايه و بارکشي billing صورتحساب بدهي را تنظيم و ارسال کردن consulage هزينه اي که کنسول گري جهت تاييد صورتحساب، دريافت مي نمايد banker's bill صورت تبديل ارز، صورتحساب بانکي. consular invoice برگه فروش با مهر کنسول گري، صورتحساب با مهر کنسول گري