صید ماهی معنی انگلیسی fishing واژههای انگلیسی با این معنی several fishery محل صيد اختصاصي ماهي، صيدگاه اختصاصي dapping نوعي صيد ماهي با بالا و پايين بردن طعمه، تا مماس آب شود piscatology علم ماهي گيري، فن صيد ماهي squid ماهي مرکب، ماهي مرکب صيد کردن، دراز کشيده شدن vivary پارک، جاي نگهداري حيوانات يا محل صيد ماهي trout ماهي قزل آلا، صيد قزل آلا کردن