ضابطه معنی انگلیسی criterion norm standard واژههای انگلیسی با این معنی kaldor criterion ضابطه کالدور (دراقتصاد رفاه)، ضابطه اي، که براساس آن هرگونه تغيير از نظر اجتمائي bergson criterion ضابطه برگسون (دراقتصاد رفاه)، ضابطه اي که نشان ميدهد هر تغييري که، موجب کاهش مطلوبيت شود pareto criterion معيار پاراتو، ضابطه پاراتو، بر اساس اين معيار که در اقتصاد رفاه retentiveness نيروي نگاهداري، قوه ضبط، قوه ضابطه formularization فرمول سازي، کوتاه سازي، ضابطه سازي. topic موضوع، مبحث، عنوان