ضد آتش معنی انگلیسی flameproof واژههای انگلیسی با این معنی nomex پارچه ضد آتش flad suppression آتش خنثي کننده ضد پدافند هوايي، تير ممانعتي روي جنگ افزارهاي پدافند، هوايي fly through عبور هدف هوايي از مخروط آتش ضد هوايي، تقاطع هدف با آتش ضد هوايي balacava پوشش ضد آتش سر و گردن با شکافي جلو صورت flame-proof محافظ در برابر رعد و برق، ضد آتش counter mortar ضد خمپاره، آتش ضد خمپاره انداز counter fire آتش متقابل، آتش ضد آتشبار بر عليه دشمن synchroreceiver دستگاه گيرنده خودکار يا بستن خودکار، فرامين کنترل آتش به توپ ضد هوايي counterflak آتش خنثي کننده توپخانه پدافند هوايي، ضد پدافند هوايي، عمليات ممانعت از پدافند هوايي