ضربه زدن به
معنی انگلیسی
knock
واژههای انگلیسی با این معنی
- key storke ضربه زدن به کليد
- key stroke ضربه زدن به کليد.
- batting practice تمرين ضربه زدن به توپ (بيس بال)
- hit six ضربه زدن به توپ برفراز مرز (کريکت)
- high sticking بالابردن چوب و ضربه زدن به حريف (هاکي، روي يخ)، خطا با ضربه چوب لاکراس
- carom shot طرز ضربه زدن به گوي با مماس گذاشتن به، گوي ديگر (کروکه)
- high-stick ضربه زدن به حريف با بالا بردن چوب (هاکي، روي يخ)
- indian check سد کردن راه حريف با بالا بردن چوب بالاي، سر او براي ضربه زدن به چوب او (لاکراس)
- fungo (بيس بال) گوي زده شده با چوگان، (به ويژه براي تمرين)، چوگان باريک (براي ضربه زدن تمريني به گوي)
- netball بازي شبيه بسکتبال با 7 بازيگر، توپ گدائي، توپي که پس از برخورد با لبه
- typeover توانايي يک چاپگر تماسي در ضربه زدن بيش، از يکبار به کاراکتر و در نتيجه ايجاد اثر، درشت و برجسته اي از آن روي نسخه چاپي
- overstriking توانايي يک چاپگر نسخه چاپي براي ضربه، مکرر زدن به کاراکتربه منظور توليد حالت، نمايانتري از آن
- blowback پس زدن گاز، (به علت ترکيدن پوکه يا نقص گلنگدن)، عقب نشيني خودکار
- sideswipe پهلو زدن به، برخورد کردن به پهلوي چيزي.، تصادف يا ضربه ي از پهلو
- tap-in واليبالي زدن توپ بسکتبال، انداختن گوي گلف با ضربه آرام به سوراخ