طرح ریزی کردن معنی انگلیسی contrive design engineer map plan project واژههای انگلیسی با این معنی fire planning طرح ريزي آتش، طرح ريزي کردن آتش rough-cast طرح کردن، قالب ريزي کردن، گل مال کردن projectable قابل طرح ريزي، قابل پرتاب کردن.