طریق
معنی انگلیسی
channel means path sort way wise
واژههای انگلیسی با این معنی
- similite بهمان طريق
- noway به هيچ طريق، بهيچوجه .
- dy drawing lots به طريق قرعه، قرعه کشيدن، استقراع
- road haulage حمل از طريق جاده
- query by example سئوال از طريق مثال
- key in وارده از طريق کليد.
- volatility separation جداسازي از طريق فراريت
- cablecast از طريق شاه سيم فرستادن، برنامه اي که بدين طريق پراکنده شود
- airborne alert آماده باش به طريق هوابرد، وسايل اعلام خطر نصب شده روي هواپيما
- continuous strip photography عکاسي به طريق نوار مداوم، عکسبرداري هوايي با نوار مداوم
- administrative shippings ارسال آماد به طريق اداري
- administrative storage انبار کردن به طريق اداري
- prescriptive right حق مالکيت از طريق مرور زمان
- trunk connection اتصال مشترکين از طريق ترانک
- trunk call مکالمه مشترکين از طريق ترانک، اتصال تلفني بين دو مشترک
- property in action مال قابل مطالبه از طريق قانوني، مالکيت مورد حمايت قانون
- debt finance افزايش سرمايه از طريق فروش سهام، تامين محل براي پرداخت قروض و ديون
- air photographic شناسايي از طريق عکسبرداري هوايي، شناسايي با استفاده از عکس هوايي
- door-step-selling فروش از طريق مراجعه به خانوارها
- photomechanical وابسته به چاپ از طريق عکسبرداري
- illumination by diffusion روشن کردن منطقه از طريق انعکاس نور، غير مستقيم يا سايه روشن
- protect home judustry حمايت صنايع داخلي از طريق وضع حقوق، گمرکي سنگين بر واردات
- request mast گزارش از طريق سلسله مراتب (دريايي)، از طريق سلسله مراتب
- remote data concentrator وسيله يي که پيام ها را از طريق خطوط، کم سرعت از ترمينال هاي متعدد دريافت، کرده و داده ها را از طريق يک حط واحد