طول
معنی انگلیسی
abscissa length long
واژههای انگلیسی با این معنی
- longitude طول، درجه طول، زينه درازا
- lenght طول
- length of dam طول سد
- overtaking sight distance طول ديد، مسافت ديد براي سبقت گرفتن، فاصله ديد براي پيشدستي
- length overall طول کلي، طول ساختمان
- line length طول سطر، طول خط
- broad-jump پرش طول
- flange length طول لبه
- long jump پرش طول
- overall length طول کلي
- service life طول عمر
- wave length طول موج
- wavelength طول موج
- protracs طول دادن، درازتر کردن، تمديد دادن
- protract طول دادن، درازتر کردن، تمديد دادن
- wanelength طول پرده، طول جدار جدا کننده يا پرده، جدا کننده
- word length طول کلمه، درازاي کلمه
- length of column طول ستون
- nominal length طول نامي
- string length طول رشته
- weaving distance طول تقاطع، طول تلاقي، مسافت همبري
- excess length طول اضافي، طول افزوده شده
- attenuation length طول تضعيف
- bond distance طول پيوند