عدم کفایت معنی انگلیسی inadequacy insufficiency meagerness skimpiness واژههای انگلیسی با این معنی incommensurateness عدم کفايت، بي تناسبي، نداشتن اندازه يا مقياس مشترک previous question موضوع کفايت يا عدم کفايت مذاکرات insufficience کمي، عدم کفايت، نابسندگي dificiency نکث، نقصان درآمد و عدم کفايت مبلغ، پيش بيني شده جهت اجراي کار inadequacy بي کفايتي، ناشايستگي، عدم کفايت