عده
معنی انگلیسی
number
واژههای انگلیسی با این معنی
- number of revolutions عده دور
- army of occupation عده اشغالي
- army of observation عده ديدباني
- troop safety تامين عده ها، حفاظت عده ها در مقابل اثرات ترکش اتمي
- combat troops عده هاي رزمي
- tactical troops عده هاي تاکتيکي، يکانهاي تاکتيکي
- speed counter شمارشگر عده دور، کنتور سرعت
- speed change تغيير سرعت يا تعويض عده دور
- limited train قطاريکه يک عده محدودي مسافر مي پذيرد، قطار محدود
- polygarchy حکومتي که به دست عده زيادي اداره شود، حکومت جمعي
- man-down بازي با يک نفر کمتر از عده معمولي بعلت، اخراج يک بازيگر (لاکراس)
- power play وضع يک تيم نسبت به حريف بعلت عده بيشتر
- commando عده :دسته اي که براي خدمت نظامي گماشته ميشوند
- mass meeting انجمن يا مجمعي که از عده زيادي مردم تشکيل شود
- cantonment توقف (گاه)، عده نظامي، جادادن عده هاي نظامي
- neutron number عدد نوترون، عده نوترون
- irregulars ارتش نامنظم، عده غير منظم
- army troops يکانهاي رده ارتش، عده هاي ارتشي، يکانهاي نيروي زميني
- flanker استحکامات جناحي، (عده) پهلوشکن
- speed control کنترل سرعت، کنترل عده دور
- exfiltration خارج کردن از ميدان، خارج کردن عده ها، از مناطق تحت کنترل دشمن
- many of them بسياري از آنها، عده زيادي از آنها
- concentration area منطقه تمرکز آتش، منطقه تمرکز عده ها، منطقه تجمع
- combat support troops يکانهاي پشتيباني رزمي، عده هاي پشتيباني رزمي