عضو کلیسای کاتولیک معنی انگلیسی Catholic واژههای انگلیسی با این معنی uniate عضو کليساي ارتدکس - کاتوليک، کليساي ارتدکس - کاتوليک، کليساي متحد greek catholic عضو کليساي شرقي، عضو کليساي کاتوليک رومي. roman catholic وابسته به کليساي رم، کاتوليک، عضو کليساي رم Romanist کاتوليک، عضو کليساي رم