عقب عقب رفتن معنی انگلیسی reverse واژههای انگلیسی با این معنی sternway عقب رفتن ناو، پيشروي ناو از سمت پاشنه (دريايي) gather sternway شروع به عقب رفتن back off عقب زدن، عقب رفتن، عقب بردن sternforemost عقب زدن، عقب رفتن.، به طور زشت stand clear فرمان عقب توپ رو (توپخانه)، جايي را ترک کردن، عقب توپ رفتن overbid بيشترپيشنهاد دادن از، روي دست (کسي) رفتن، بيشتروعده دادن از retroflex برگشتن، خميدن، خميده بعقب prance جفتک زدن، (يا انداختن) متکبرانه راه رفتن، جفتک prancingly جفتک زدن، (يا انداختن) متکبرانه راه رفتن، جفتک jaunce جفتکزن، متکبرانه، راه رفتن pullback پس رفتن، عقب زدن، قلا ب